
ناگاه در ظلمت افسرده و راکد شبی از این شب های پیوسته، آشوبی، لرزه ای و تپشی که همه چیز را برمی شورد و همه ی خواب ها را بر می آشوبد و نیمه ی سقف را فرو می ریزد.
انقلابی در عمق جان ها و جوششی در قلب و وجدان های رام و آرام درد و رنج و حیات و حرکت و وحشت و تلاش و درگیری و جهد و جهاد و عشق و عصیان و ویرانگری و آرمان و تعهد، ایمان و ایثار! نشانه هایی از یک تولد بزرگ.
شبی آبستن یک مسیح، اسارتی زاینده ی یک نجات، همه جا ناگهان " حیات و حرکت " آغاز یک زندگی دیگر.
پیداست که فرشتگان خدا همراه آن " روح " در این شب به زمین فرود آمده اند. این شب، شب قدر است. شب سرنوشت. شب ارزش. شب یک تقدیر انسان نو. این شب از هزار ماه برتر است.
مجموعه آثار ۲ ، ص ۲۵۲