
دكتر علي شريعتي متفكر و انديشمندي بود كه در يك دوره تاريخي، تاثير فزايندهاي بر انديشههاي فرهنگي و اجتماعي گذاشت.
وي درباره برخياز حوادث تاريخي و مذهبي ازجمله حادثه كربلا ديدگاههايي را عنوان كرده است.
برخي از سخنرانيها و نوشتههاي شريعتي در مورد شهادت امام حسين (ع) و حادثه كربلا، از جمله آثار خوب وي به شمار ميرود.
تاثير امام حسين (ع) بر انديشههاي دكتر شريعتي و خلق روح حماسي و نگاه حسيني وي، در همه آثارش به وضوح ديده ميشود.
بازتاب حماسه حسيني در جولان فكر و روحيه وي بسيار گسترده، شورانگيز و عميق است به گونهاي كه بسياري از جريانات سياسي و اجتماعي و رويدادهاي تاريخي را با رويكرد به حادثه كربلا تحليل و ارزيابي ميكند.
پرداختن به عاشوراي حسيني از منظر دكتر شريعتي بيشتر انعكاس يك قريحه قوي، احساس شورانگيز و ترجمان روح حماسي و بيتاب اوست.
از اين رو در اين نوشتار سعي شده در حد وسع، ديدگاه دكتر شريعتي در اين موارد به تصوير كشيده شود.
چندی است که به علت مشغله های فراوانم، توفیق دیدار دوستان و به روز کردن وبلاگم را نداشته ام که از این بابت از همه ی عزیزان عذر خواهی می کنم.
سعی می کنم به یاری خداوند از اول محرم فعالیتم را مجددا" شروع کرده و لااقل در هر هفته یک مطلب جدید در این وبلاگ داشته باشم.
از اظهار محبت همه ی دوستانم نیز پیشاپیش قدردانی و تشکر می کنم.
یا حق
همايش بزرگداشت استاد محمدتقي شريعتي عصر دیروز در تالار ابن خلدون دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران پایان يافت.
در نشست دوم اين همايش، دكتر طوبي كرماني به ايراد سخنراني پرداخت و گفت: در دنياي كنوني شايع شده است كه بشر عالم و متمدن به دين نيازي ندارد؛ اما اوضاع جهان نشان ميدهد كه بشر هرچه بهسوي ترقي پيش ميرود، احتياجش به دين بيشتر ميشود.
وي با بيان اينكه روشنگري ديني از دستاوردهاي استاد محمدتقي شريعتي است، افزود: يكي از راههاي موفقيت استاد شريعتي، بازگشت به اسلام نخستين و ناب بود؛ اسلامي كه مانع سقوط در كهنهپرستي و حافظ در فرو رفتن در مدرنيسم استعماري است. بنابراين محمدتقي شريعتي چون كالبد استخواني شده است؛ تا ما استخواندار و محكم بمانيم و بايستيم و سرافراز، از اسلام منادي آزادي و آزادگي سخن بگوييم.
در نشست سوم همايش، محمد اسفندياري به بحث درباره «مفسر نوگراي قرآن» پرداخت و اظهار داشت: براي شناخت روشنفكري ديني، بايد اغيار آنرا شناخت. ما داراي دو روشنفكري، يعني غيرروشنفكري ديني و ديگري غيرديني هستيم. غيرروشنفكري ديني و جريان سنتگرايي، به خرافات و علمگريزي معتقد بوده و روشنفكري غيرديني، به دين معتقد نبوده، ولي مدعي عقل، سياست و علم بوده است.
وي افزود: اما روشنفكري ديني منهاي پيرايه و خرافات بوده و معتقد است كه ميتوان از ميوههاي درخت روشنفكري ديني استفاده كرد. البته ميتوان از پيشگامان روشنفكري ديني در جهان اسلام سيدجمالالدين اسدآبادي، محمد عبدو و اقبال لاهوري را نام برد، كه در ايران نقطه عطف روشنفكري ديني پس از شهريور سال 1320 با پيشگامان روشنفكري ديني، محمود طالقاني، مهدي بازرگان و محمدتقي شريعتي آغاز شد. اينان نه به روشنفكري غيرديني و نه به سنتگرايي تن دادند.
وي در پايان گفت: روشنفكري ديني در نظر استاد شريعتي تنها منبع معرفت نبود، بلكه منبع حركت هم بود. يعني به تغيير جامعه هم ميانديشيد. او حيات را مرادف با حركت ميدانست؛ همچنانكه با آثار مكتوب ارزشمند معلم دكتر علي شريعتي ميتوانش شناخت.
در ادامهي اين همايش، پروين منصوري درباره كانون نشر حقايق اسلامي سخن گفت و اظهار داشت: شناخت انسان تاثيرگذار در عرصههاي مختلف، سوژهي مهم محققان است و اين سوژهها هيچوقت بدون دليل نميتوانند مورد توجه محققان قرار گيرند. در شهريور سال 1320 هجوم متفقان و تصرف خراسان، استاد شريعتي را به ميدان عمل كشاند و اعتقاد راسخ ايشان باعث شد كه در عرصههاي مختلف اجتماعي نيز حضور يابد.
در پايان نشست سوم اين همايش، دو نفر از شاگردان استاد شريعتي به بيان خاطراتي از استادشان پرداختند.
در ادامه نسشت چهارم از اين بزرگداشت، سهيل محمودي به شعرخواني پرداخت و پيش از آن خاطرنشان كرد: بايد از عمق باورمندي اين شخصيتها و تاثيري كه با باورشان بر ما داشتند، بهرهمند شويم؛ چراكه جاي اين باورمندي در ميان ما خالي است.
عدهاي از سخنرانان نشست چهارم ازجمله محمدجواد صاحبي، دكتر سيدحسن اسلامي، دكتر معصومه ريحان و حجتالاسلام سعيدي بهدليل كمبود وقت، از ارايهي مقالههاي خود صرف نظر كردند و همايش با ذكر خاطراتي از شاگردان استاد محمدتقي شريعتي به پايان رسيد.
در نشستهاي صبح اين همايش، حجتالاسلام مهدي مهريزي، سارا شريعتي، قربان بهزادياننژاد، محمدمهدي ركني يزدي، دكتر محمدمهدي جعفري، دكتر طوبي كرماني، حجتالاسلام ايازي، محمد مرادي، دكتر حسين رزمجو و دكتر فرهودي و شعرخواني پرويز خرسند برگزار شده بود.
*اگر باطل را نمی توان ساقط کرد ، می توان رسوا ساخت . اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد، طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت*
این همان نکته ای است که امروز رئیس جمهور ایران با جسارت به احیاء آ» اهتمام دارند. پس چه زیبا بود که در خلال برنامه های ایشان ، این برنامه هم گنجانده می شد و یا اگر چنین برنامه ای وجود داشت حداقل به آن اشاره می شد.