
انتظار یکی از زیباترین و عمیق ترین جلوه های فراری و بی آرام انسان است. آدمیزاده هرچه انسان تر، چشم به راه تر می شود. این یک حقیقت زیبایی است که همواره می درخشد.
در انتظار چه؟ که؟ هر چه، هر که، در انتظار "گودو". گودو گیست؟ چیست؟ بکیت می گوید:" اگر می دانستم، می گفتم" به هر حال یک منتظر در ادیان این موعود منتظر، روشن و مشخص است. یک منجی غیبی است و رسالتش نیز مشخص و معلوم.
آنکه باید بیاید یک ابرمرد است
در تشیع موعود منتظر مهدی است و آخرین امام از سلسله ی امامان اثنی عشر، فرزند امام حسن عسکری و رسالتش هم معلوم است. رسالتی را که پیامبر(ص) آغاز کرد و پس از رحلتش نگذاشتند علی (ع) و فرزندانش ادامه دهند و حکومت و امامت مردم را غصب کردند. او خواهد گرفت و ادامه خواهد داد.
بنابراین مهدی یک امام است که برای استقرار عدل و احیای حقیقت می آید. این یک رسالت اجتماعی، سیا سی و اعتقادی و بشری است و او خود یک بشر است، اما روح منتظر انسان که همواره بی قرار غیب و فراری به ما وراء است، نمی تواند تصویر بشری و رسالت این جهانی مهدی موعود را نگاه دارد، او را و کارش را در هاله ای از ماوراء واقعیت غرقه می سازد.
مجموعه آثار ۳۵ ( آثار گوناگون )، ص ۳۴۶
علی رب النوع انواع گوناگون عظمت ها، قداست ها و زیبایی هایی است از آنگونه که بشر همواره دغدغه ی داشتن و پرستیدنش را داشته و هرگز ندیده و معتقد شده بوده که ممکن نیست بر روی خاک ببیند و ممکن نیست در کالبد یک انسان تحقق پیدا کند و ناچار می ساخته!.
اما علی همان نیازی که پرومته در اساطیر یونان روح انسان را از فداکاری اشباع می کرده و دموستس از عظمت و پاکی و صداقت سخن و ونوس از عظمت و زیبایی روح و یا خدایان و مظاهر رب النوعه ای دیگر از شکست ناپذیری، بی باکی و فداکاری و یا خدایان دیگر از تحمل سختی و رنج برای دیگران، و خدایان دیگر از نهایت رقت و عظمت محبت و برکت روح برای دیگران، این همه را در یک رب النوع جمع کرده است.
مجموعه آثار ۲۶، ص ۵۹