تبليغاتX
کاریز
کاریز
     یک نمونه اش داستان قیام امام حسین ( ع ) است ، خونی که بر اساس شهادتی حماسی بنا شده است وسیله ی تخدیر شده یعنی چه؟!
     راه تبدیل حماسه به تخدیر اینست که اول عوامل تعریف کننده و حماسی را از بین ببریم و بعد عوامل تخدیر کننده و " شل کننده " را در آن وارد و تبلیغ کنیم تا اینکه خونی آنچنان به صورت یک مایه ی مسکن درآید و متحجر شود و دائم دور هم بچرخیم و بچرخانیم و بر الفاظی که نمی شناسیم و داستانی که در نمی یابیم گریه کنیم و تکرار کنیم !
     گریستن بر کسی که نمی شناسیم مثل خندیدن است چه فرقی مکند؟ آنها سبّ علی می کنند، چرا سبّ علی می کنند ؟ چون نمی شناسندش و همان اندازه تأثیر ندارد که آنهایی که مدح علی می کنند و نمی شناسندش ؟
     در سوگواری و ذکر و یادآوری هم همینطور است، ذکر اسم و اسم هایی که نه تنها نمی شناسیم، بلکه وارونه و بدجور می شناسیم.
     قهرمان حماسه ی داستان کربلا را به صورت کسی درآورده اند که در آخرین لحظات حیات از پست ترین مأمورین دشمن استغاثه می کند. خوب اینکه ضرر ندارد، برو و بر او گریه کن !
     خون امام حسین ( ع ) درست مانند خون مسیح شده است، به این معنا که خودش را برای امتش قربانی کرده در معنای کاتولیکی گفته می شد مسیح خودش را قربانی کرد، تا خداوند از تقصیر اولاد آدم بگذرد و در اینجا هم می گویند حسین ( ع ) خودش را قربانی کرد تا خداوند از گناه این امتی که بر او می گرید، بگذرد.

مجموعه آثار ۲۹ ، ص ۹۸


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |