
یکی از عوامل بزرگی که می تواند جامعه های شرقی را در برابر هجوم فرهنگی غرب مقاومت بخشد، توجه به فرهنگ غنی، تاریخ پر از زیبایی و تجربه و ارزش و عقیده و همچنین داشتن حقوق انسانی مترقی و بالاخص داشتن چهره های شکوهمند و کامل انسانی در مذهب و در تاریخ آن قوم است.
خوشبختانه از این جهت جوامع اسلامی، اگرچه نتوانسته اند آگاهانه در برابر این هجوم بایستند ولی از نظر نیرو و امکانات فرهنگی دارای چنین وضعی هستند که می توانند با تکیه به آن و احیای آن و رواج ارزش های انسانی موجود در فرهنگ و نسل گذشته شان نسل جدید را توان مقاومت در برابر غرب ببخشند.
در این زمینه بزرگ ترین سلاح برای ایجاد مقامت آگاهانه در نسل جدید، نشان دادن چهره های بسیار ممتاز و شخصیت های نمونه متعالی زنده در مذهب و تاریخ اسلام است. اگر این چهره ها دقیقا" شناخته شوند و تصویر گردند و با بینش علمی مترقی و آگاهانه بازشناسی شوند و یا زبانشان احیا گردد و دومرتبه شخصیت و رسالتشان طرح شود، نسل جدید احساس خواهد کرد، برای نجات از سنت های کهنه و انحرافی و ارتجاعی لزومی ندارد که به دعوت های منحرفانه ی غرب پاسخ دهد.
مجموعه آثار ۲۱، ص ۲۱۲ و ۲۱۳
لينك ثابت
|
نويسنده |
موضوع |
تاريخ |
"
وحدت در تفکر " محکوم است، اما وحدت نیان "
شیعه " و "
سنی " نه تنها ممکن است. نه تنها معقول است، بلکه وظیفه ی انسانی ( و مسلمانی ) ما " بالاتر " از وظیفه، و فوری ترین وظیفه ی منطقی مان و وظیفه ی زمانی مان و حتی وظیفه ی فرقه ای مان است و این وحدت بدیهی تر است. لذا تکرار می کنیم وحدت میان "
تشیع " و "
تسنن " .
مرگ تفکر تحقیقی و علمی جهان تسنن و تشیع نه ممکن است و نه معقول، اما وحدت "
شیعه " و "
سنی " هم ممکن است و هم معقول و هم مسئولیت و تعهد ما این است.
مجموعه آثار ۲۶، ص ۱۸۰
لينك ثابت
|
نويسنده |
موضوع |
تاريخ |

انسان امروز علی رغم رشد عقلی شگفتش، به سه علت بیش از هر وقت دیگر به امامت و امام نیاز مند است:
۱- درهم ریختن ارزش ها
۲- الیناسیون وحشیانه ی انسان
۳- انتخاب ماشین به جای انسان و در نتیجه روی کارآمدن و قهرمان شدن متوسط ها
انسان همواره در طول تاریخ امام ساز و امام طلب بوده است. این روایت که اگر جز دو تن در زمین باقی بمانند یکی امام می شود و دیگری مآموم، یک واقعیت تاریخی است.
بدوی ترین قبائل امامی داشته اند که هم جنبه ی مذهبی داشته و هم مقام سیادت سیاسی و جهانی، و این می رساند که اصلا" در روح فطری آدمی رهبری اقتدایی نه رهبری اجرایی، یک جنبه ی تقدس و ماورایی داشته است.( البته سوء استفاده از این احساس یا انحراف آن مسئله ی دیگری است).
دو جریان بسیار مهم در انسان امروز و دیروز ( این واقعیت را نشان می دهد ) یکی تصوف و عرفان شرقی که به صورت ابدال، قطب، مراد و مرشد و شیخ و پیر و اولیاءالله و دیگری در مکاتب و جریان های فکری و فلسفی قرن نوزده و بیست غرب به صورت سوپرمن، ابرمرد، اصالت پیشوا، پیشوا پرستی و ... .
امامت نه قهرمان پرستی است نه بی قهرمانی، امامت یعنی آزادی فرد در انتخاب راه و زندگی در بودن ، اما الگو داشتن ره نمودن نه راه بردن، ارشاد نه استبداد.
مجموعه آثار۳۵،( آثار گوناگون)، ص ۱۹۲
آغاز امامت حضرت قائم بر منتظرانش خجسته باد
لينك ثابت
|
نويسنده |
موضوع |
تاريخ |

نوروز تنها فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانی نیست. نیاز ضروری جامعه، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست.
دنیایی که هر دم در تغییر و تحول است. چه چیز می تواند ملتی را در برابر ارابه ی بی رحم زمان را که بر همه چیز می گذرد و له می کند و می رود، از زوال مصون دارد؟!
ملت مجموعه ی بهم پیوسته ی متوالی بسیار است، اما تیغ زمان پیوند نسل ها را قطع می کند، تنها سنت ها هستند که ما را از این دره ی هولناک گذر می دهند و با گذشته هایمان آشنا می سازند.
جشن نوروز یکی از استوارترین و زیباترین این سنت هاست. نوروز اعلام ماندن و ادامه داشتن و بودن این ملت بوده و نشانه ی پیوند او با گذشته ...
مجموعه آثار ۱۳، ص ۵۰۲ و ۵۰۴
لينك ثابت
|
نويسنده |
موضوع |
تاريخ |