تبليغاتX
کاریز
کاریز


     شاید تنها نشانهء بهار در زنده‌گی‌ام میخک‌های سفیدی باشد که روی میزم گذاشته‌ام و در روزمرهء زنده‌گی کم‌کم داشتم فراموش‌‌شان می‌کردم ...
     در این زنده‌گی ِ پر از تکرار که حتی موسیقی‌اش هم ماشینی شده و می‌توانی هزارها هزار بار آهنگی که دوست داری را بشنوی تا برای‌ات یک‌نواخت و عادی شود و بی‌تفاوت، که نوشتن‌ات هم شده تق تق کردن روی یک صفحه کلید و حرف زدن‌ات از میلیون‌ها مایل فاصله، حالا دیگر بدون سیم! توی همین دنیا باید از بهار بنویسی ...
     همین جا که همه وقت سال گل‌های تازه را به تو می‌فروشند و اگر شاخهء نازک گلی را برای دل خودت بکنی، باید جریمه بدهی ...
قلم و کاغذ را در مقابل خود می گذارم و با جرکت نرم و آهسته خودکار درمی‌یابم که بهار همین‌جا پشت در است ...
     با خود می گویم، بهار آمد! و اسفندی که آن همه منتظر آمدنش بودیم دود شد، دور شد و رفت! بیچاره اسفند در هیاهوی آمدن بهار و رفتن زمستان گم شد. مثل خیلی های دیگر. مثل خیلی وقتهای دیگر!
چقدر خوب است که در این هیاهوها خود را گم نکنیم.

داخل پرانتز( اگر در ایام تعطیلات عید این توفیق را نیافتم که در این فضای مجازی حضور پیدا کنم یا مطالبم را به روز کنم، پیشاپیش عذرخواهی می کنم.)


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
    
      تبعیض در دو شکل کلی همیشگی:اقتصادی به صورت استثمار طبقه از طبقه و ملت از ملت، و سیاسی سلطه جویی زور بر ملتی ( استبداد ) و بر ملت ها ( امپریالیسم ) بیماری همیشگی بشر است و نظام حاکم بر تاریخ که عدالت، آزادیخواهی، مکتب توحید و راه ابراهیم در طول تاریخ بشری به صورت نهضتی پیوسته در مقابل آن قرار داشته است.
     پیامبر تا سر بر زمین می گذارد چنان که خود پیش بینی کرد: " پاره های شب سیاه سر به دنبال هم فرا می رسند " و رسیدند. موسی منجی بندگان تا خاموش می شود، نظام هارونی می آید و وارث فرعون و بلعم باعورا می شود و عیسی پیامبر عشق و صلح و دوستی تا می رود، کشیشان، دگرباره نظام سزاری و قیصری را بنام او ادامه می دهند.
      فقط نام ها عوض می شوند، سزار نامش پاپ و سناتورها، کاردینال ها می گردند. هر پیامبر و رهبری که می میرد، به فاصله ی کوتاهی دشمنانش به صورت جانشینان او در می آمدند.

مجموعه آثار ۱۶، ص ۳۲۴ و ۳۲۵  


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
    
     انسان وقتی پیرو فلسفه " اصالت مصرف " گردید، جبراْ دچار عدم امکان تعادل خرج و دخل می شود و توان پرداخت اقساط کالاهای گوناگون مصرفی را ندارد و بناچار برای جبران فاصله ی درآمد با خرج مصرف، الزاماْ دست به کارهایی می زند که این کارها هرچه باشد به هر حال انحرافی است.
     این انحراف ها و راه های انحرافی یا نامشروع مانند رشوه خواری، دزدی، باند بازی، و ... است یا راه های انحرافی به نظر مشروع مانند کارهای اضافی یعنی اینکه انسان بیش از توانایی روحی و فیزیولوژیک خود، وقتش را صرف کار و کسب درآمد کند، به چند کار متفاوت دست زند و این بزرگ ترین انحراف انسان است. چرا که انسان باید کارش در در رشته ای واحد باشد.
     انسانس که در چند رشته ی متفاوت مشغول می شود، خود به خود رشدش از بین می رود. یک معلم بنگاه دار یا تاکسی ران ( مسافرکش ) هیچ وقت نمی تواند یک معلم خوب یا یک بنگاه دار خوب یا یک راننده ی خوب باشد.
      اگر چه درآمد بیشتری کسب می کند، ولی چون کارهایش به هم ارتباطی ندارد، انسانیت او تضعیف و تجزیه می شود و به قول روانشناسی مانند یک گاری است که آن را از چهار طرف به اسب ها بسته باشند.

مجموعه آثار ۱۲، ص ۴۵


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |

    
همايش بزرگداشت استاد محمدتقي شريعتي عصر دیروز در تالار ابن خلدون دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران پایان يافت. 
      در نشست دوم اين همايش، دكتر طوبي كرماني به ايراد سخنراني پرداخت و گفت: در دنياي كنوني شايع شده است كه بشر عالم و متمدن به دين نيازي ندارد؛ اما اوضاع جهان نشان مي‌دهد كه بشر هرچه به‌سوي ترقي پيش مي‌رود، احتياجش به دين بيشتر مي‌شود.
     وي با بيان اين‌كه روشنگري ديني از دستاوردهاي استاد محمدتقي شريعتي است، افزود: يكي از راه‌هاي موفقيت استاد شريعتي، بازگشت به اسلام نخستين و ناب بود؛ اسلامي كه مانع سقوط در كهنه‌پرستي و حافظ در فرو رفتن در مدرنيسم استعماري است. بنابراين محمدتقي شريعتي چون كالبد استخواني شده است؛ تا ما استخوان‌دار و محكم بمانيم و بايستيم و سرافراز، از اسلام منادي آزادي و آزادگي سخن بگوييم.
     در نشست سوم همايش، محمد اسفندياري به بحث درباره «مفسر نوگراي قرآن» پرداخت و اظهار داشت: براي شناخت روشنفكري ديني، بايد اغيار آن‌را شناخت. ما داراي دو روشنفكري، يعني غيرروشنفكري ديني و ديگري غيرديني هستيم. غيرروشنفكري ديني و جريان سنت‌گرايي، به خرافات و علم‌گريزي معتقد بوده و روشنفكري غيرديني، به دين معتقد نبوده، ولي مدعي عقل، سياست و علم بوده است.
     وي افزود: اما روشنفكري ديني منهاي پيرايه و خرافات بوده و معتقد است كه مي‌توان از ميوه‌هاي درخت روشنفكري ديني استفاده كرد. البته مي‌توان از پيشگامان روشنفكري ديني در جهان اسلام سيدجمال‌الدين اسدآبادي، محمد عبدو و اقبال لاهوري را نام برد، كه در ايران نقطه عطف روشنفكري ديني پس از شهريور سال 1320 با پيشگامان روشنفكري ديني، محمود طالقاني، مهدي بازرگان و محمدتقي شريعتي آغاز شد. اينان نه به روشنفكري غيرديني و نه به سنت‌گرايي تن دادند.
     وي در پايان گفت: روشنفكري ديني در نظر استاد شريعتي تنها منبع معرفت نبود، بلكه منبع حركت هم بود. يعني به تغيير جامعه هم مي‌انديشيد. او حيات را مرادف با حركت مي‌دانست؛ هم‌چنان‌كه با آثار مكتوب ارزشمند معلم دكتر علي شريعتي مي‌توانش شناخت.
    در ادامه‌ي اين همايش، پروين منصوري درباره كانون نشر حقايق اسلامي سخن گفت و اظهار داشت: شناخت انسان تاثيرگذار در عرصه‌هاي مختلف، سوژه‌ي مهم محققان است و اين سوژه‌ها هيچ‌وقت بدون دليل نمي‌توانند مورد توجه محققان قرار گيرند. در شهريور سال 1320 هجوم متفقان و تصرف خراسان، استاد شريعتي را به ميدان عمل كشاند و اعتقاد راسخ ايشان باعث شد كه در عرصه‌هاي مختلف اجتماعي نيز حضور يابد.
     در پايان نشست سوم اين همايش، دو نفر از شاگردان استاد شريعتي به بيان خاطراتي از استادشان پرداختند.
     در ادامه نسشت چهارم از اين بزرگداشت، سهيل محمودي به شعر‌خواني پرداخت و پيش از آن خاطرنشان كرد: بايد از عمق باور‌مندي اين شخصيت‌ها و تاثيري كه با باورشان بر ما داشتند، بهره‌مند شويم؛ چراكه جاي اين باورمندي در ميان ما خالي است.
     عده‌اي از سخنرانان نشست چهارم ازجمله محمدجواد صاحبي، دكتر سيدحسن اسلامي، دكتر معصومه ريحان و حجت‌الاسلام سعيدي به‌دليل كمبود وقت، از ارايه‌ي مقاله‌هاي خود صرف نظر كردند و همايش با ذكر خاطراتي از شاگردان استاد محمدتقي شريعتي به پايان رسيد.
     در نشست‌هاي صبح اين همايش، حجت‌الاسلام مهدي مهريزي، سارا شريعتي، قربان بهزاديان‌نژاد، محمدمهدي ركني يزدي، دكتر محمدمهدي جعفري، دكتر طوبي كرماني، حجت‌الاسلام ايازي، محمد مرادي، دكتر حسين رزمجو و دكتر فرهودي و شعرخواني پرويز خرسند برگزار شده بود.


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |