
نیایش نه همچون تخدیری آرام بخش است بلکه آرامشی که می بخشد زاییده ی اشباع تشنگی و نیاز و اضطراب روح آدمی و پاسخ گفتن به کمبودهایی است که در عمق فطرت آدمی است.
این است که می شود نیروزا، نشاط انگیز و عامل شکفتگی احساس ها، عواطف و استعدادهای مرموز در درون روح آدمی. بیخود نیست که آلکسیس کارل این جمله ی ارزشمند را می گوید:
" هیچ دری را نیایش نمی زند مگر اینکه به رویش گشوده می شود و نیایش بلندترین قله ی تعبیر را در شب ظلمانی عقل در پرواز عشق می آید، آنگاه که کمیت عقل می لنگد. "
مجموعه آثار ۸ ، ص ۱۳۱
لينك ثابت
|
نويسنده |
موضوع |
تاريخ |
خدایا : " عقیده ی مرا از دست عقده ام مصون بدار "
خدایا : " به من قدرت تحمل عقیده ی مخالف را ارزانی کن "
خدایا : " رشد عقلی و علمی مرا از
فضیلت تعصب،
احساس و
اشراق محروم نساز "
خدایا : " مرا همواره آگاه و هوشیار دار، تا پیش از شناخت
درست و کامل کسی، یا فکری، مثبت یا منفی، قضاوت نکنم "
خدایا : " جهل آمیخته با خودخواهی، و حسد مرا رایگان ابزار قتاله ی دشمن، برای حمله به دوست، نساز "
خدایا : " شهرت
منی را که می خواهم باشم، قربانی
منی که می خواهند باشم، نکن "
لينك ثابت
|
نويسنده |
موضوع |
تاريخ |
انسان دارای دو نیمه است. نیمه ی ابزاری و نیمه ی انسانی. چشم، دست، پا، انگشتان، دندان و زبان همه نیمه ی ابزاری اند، یعنی اینها ابزار من اند، "خود"م نیستند، برای این است که قلم می گیرم دنباله ی نیمه ی ابزاری خودم یعنی انگشت هایم هستند، عینک می زنم یعنی دنباله ی نیمه ی ابزاری من یعنی چشمهایم است. این عینک یک ابزار تکنیکی است که اضافه شده است و ابزار دیدن مرا تقویت می کند. بیل که به دست می گیرم دنباله ی نیمه ی ابزاری دستم است، بنابراین بیل دنباله ی دست من است و همچنین کفش ادامه ی پای من.
اما ماشین کم کم از انسان بی نیاز( از ابزارهای انسانی ) بلکه در نیمه ی انسانی انسان هم دخالت می کند. برای مثال نقاشی حاصل قلم مو و رنگ و دست و فکر انسان است و لذا تجلی نیمه ی انسانی انسان است، اما عکاسی دیگر دنباله ی نیمه ی ابزاری انسان نیست و تا حدود زیادی در آن، نیمه ی انسانی انسان تعطیل شده است.
این تجاوز به جایی می رسد که همه ی ابتکارها از بین می رود و به طور نمونه در یک ماشین تحریر یک نوع خط واحد ارائه و تحمیل می شود، در صورتی که قبلا" چنین نبود. البته این ها کوچک است و بعد به مسائل بزرگ و بزرگتر می رسد.
مجموعه آثار ۳۱
(ویژگی های قرون جدید)، ص ۳۳۷
لينك ثابت
|
نويسنده |
موضوع |
تاريخ |
در باغ " بی برگی " زادم.
و در ثروت فقر غنی گشتم.
و از چشمه ی ایمان سیراب شدم.
و در هوای دوست داشتن، دم زدم.
و در آرزوی آزادی شر برداشتم.
و در بالای غرور قامت کشیدم.
و از دانش، طعامم دادند.
و از شعر، شرابم نوشاندند.
و از مهر، نوازشم کردند.
و "حقیقت " دینم شد و راه رفتنم.
و "خیر " حیاتم شد و کار ماندنم.
و " زیبایی " عشقم شد و بهانه ی زیستنم.
(دفترهای سبز)
مجموعه اشعار دکتر علی شریعتی، ص ۱۶۲
و از مجموعه آثار ۱۳، ص ۶۶
لينك ثابت
|
نويسنده |
موضوع |
تاريخ |
گاه پیش می آید که بار سنگین یک مسئولیت، یک فکر( مکتب )، مسئولیت سرنوشت یک ملت، یک ایمان و یک عصر بر دوش یک یا چند تن نهاده می شود، وقتی حریقی در مجله ای برپا می شود، وقتی وبایی در شهر می افتد، وقتی ایمانی را به سرعت دشمنان آگاه به همکاری دوستان نا آگاه و یا خیانتکار به نابودی می کشانند، وقتی نجات مردم، نجات یک نسل به فریاد و فداکاری یک یا چند تن بستگی دارد، او و یا آنها باید جان خویش را، تمام سال های عمر خود را و زندگی را نثار کنند.
آنگاه مسئله ی زندگی عاقلانه منتفی می شود و نصایح مشفقانه فریب است و همه ی مواهبی که در حال عادی برای فرد مجاز است و حتی مستحب و گاهی واجب، حرام می شود، حرام!
مجموعه آثار ۱، ص ۱۴۷
لينك ثابت
|
نويسنده |
موضوع |
تاريخ |
مرحوم شریعتی مهمترین کارش این بود که تفکر و اندیشه ی اسلامی را در سطح جوان ها به صورت بسیار وسیعی مطرح کرد. خصوصیاتی در شریعتی بود که برای جوان ها جالب بود و حقیقتا" آنها هم یک ارزشهایی بود برای دکتر.
او یک انسان تلاشگر در راه عقیده و فکر اسلامی، خستگی ناپذیر و ارعاب ناپذیر بود. وجودی بود که در یک مقطع زمان واقعا" به وجود او نیاز بود و او خلایی را پر کرد.
یقینا" کار او اگر فارغ از بقیه ی تلاش هایی که در حامعه انجام می داد مورد ملاحظه قرار بگیرد، یک کار کاملی نخواهد بود اما در کنار تلاش هایی که در آن روز انجام می گرفت، خقیقتا" یک جریان بزرگ برای گسترش فکر اسلامی بود. رابطه ی ذهنی شریعتی با روحانیت یکی از ظریف ترین و کشف نشده ترین ابعاد شخصیت او می باشد.
مقام معظم رهبری، آیت ا... خامنه ای
لينك ثابت
|
نويسنده |
موضوع |
تاريخ |
انقلاب حسین (ع) یک حادثه نیست. یکی از صحنه های جنگ انسان در طول تاریخ از آدم تا

آخرالزمان است. چهره ی عملی و سیاسی و اجتماعی باب اجتهاد است. یعنی همان فلسفه ای که در اجتهاد می بینیم در انقلاب حسین (ع) و قیام دیگر امامان شیعه می بینیم، قیام فکری یا نظامی( قیام اصل اعتقادی است خونین یا فکری بودنش یک مشئله ی تاکتیکی است ، زمان آن را مشخص می کند، امام صادق و امام حسین (ع) هر کدام سنبل یکی از این دو قیامند.)
در زمان امام حسین (ع) ایدئولوژی اسلام در خطر نبود، سنت پیامبر در یادها بود و مردم به چشم دیده بودند و اصحاب بودند. بدعت و انحراف در سیاست و رهبری جامعه بود ، بنابراین قیام مسلحانه ایجاب می کرد. اما امام صادق (ع) در قرن دوم و آغاز دوران تفکر و فرهنگ و عقاید تازه است. از داخل به وسیله ی فرق و مذاهب قدیمی که در اسلام حل شده و از خارج به وسیله ی آشنایی با فلسفه ها و تصوف و ... و نیز بنی عباس که بر خلاف بنی امیه که سیاستشان بر عصبیت عربی و زور و خدعه ی سیاسی محض استوار بود و مبارزه با چنان سیاستی تنها باید با اعمال زور و سلاح انجام شود( انقلاب و قیام مسلحانه )، اما بنی عباس با نقشه های هوشیارانه، علمی و انحراف فکری ، نسل روشنفکر و تخصیلکرده و رواج علوم و فلسفه و مکتب های خارجی اهداف خود را پیش می بردند. بنا بر این خطر مسخ شدن مکتب و طرز فکر اسلام وجود داشت و مبارزه با آن باید یک مبارزه ی فکری و مقاومت ایدئولوژیک می بود، یعنی مقاومت و مبارزه ی امام صادق (ع).
مجموعه آثار ۳۵، ص ۲۰۱
لينك ثابت
|
نويسنده |
موضوع |
تاريخ |
امام صادق می فرمایند: کل شهر محرم و کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا.

در قبائل عرب همواره جنگ بود، اما مکه سرزمین حرام بود و سه ماه رجب، ذی القعده و ذی الحجه و محرم، زمان حرام، یعنی که در آن جنگ حرام است. قبائلی که با هم می جنگیدند تا وارد ماه حرام می شدند جنگ را موقتا" تعطیل می کردند اما برای آنکه اعلام کنند که در حال جنگند و این آرامش، صلح نیست، فقط ماه حرام رسیده است و چون بگذرد، جنگ ادامه خواهد یافت. سنت بود که بر فراز قبه خیمه ی فرمانده قبیله پرچم سرخی بر می افشاندند تا دوست و دشمن و مردم همه بدانند که : جنگ پایان نیافته.
آنها که به کربلا می روند می بینند که جنگ با فتح یزید پایان گرفته و بر صحنه ی جنگ آرامش مرگ سایه افکنده است اما بر قبه ی آرامگاه حسین پرچم سرخی در احتزاز است که یعنی بگدار این "
سال های حرام" بگذرد، زیرا که جنگ پایان یافته است.
مجموعه آثار ۱۹، ص ۳۴
لينك ثابت
|
نويسنده |
موضوع |
تاريخ |
در خبرهایی که از سفر جناب آقای دکتر احمدی نژاد، رئیس جمهور محترم جمهوری اسلامی ایران از سفر ایشان به سوریه پخش شد و یا در سایت ها و روزنامه های مختلف منعکس گردید، هیچ اشاره ای به حضور ایشان بر مزار معلم شهید دکتر علی شریعتی و تنها قرائت فاتحه ای نشد.
اصلا" نمی دانم ایشان در دمشق بر مزار آن مرحوم حاضر شده اند یا خیر؟ و به همین منظور قصد قضاوت هم ندارم ولی ای کاش در میان کلیه ی اخبار ریز و درشت حضور رئیس جمهوری ایران در کشور سوریه این برنامه هم گنجانده می شد و مورد توجه قرار می گرفت مسئله ای که به گمانم در شرایط حساس امروز جامعه ی ما ارزشممند بود .
دکتر علی شریعتی می فرمایند:
*اگر باطل را نمی توان ساقط کرد ، می توان رسوا ساخت . اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد، طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت*
این همان نکته ای است که امروز رئیس جمهور ایران با جسارت به احیاء آ» اهتمام دارند. پس چه زیبا بود که در خلال برنامه های ایشان ، این برنامه هم گنجانده می شد و یا اگر چنین برنامه ای وجود داشت حداقل به آن اشاره می شد.
لينك ثابت
|
نويسنده |
موضوع |
تاريخ |